گفتم غم تو دارم ، گفتا غمت سرآید
- ( غم تو دارم = به غم هجران تو گرفتارم - سر آمدن = پایان پذیرفتن - ماه = ماهرو ، استعاره از معشوق زیبا رو - برآید = 1- امکان پذیر باشد 2- با توجه به ماه یعنی طلوع کند ) در این غزل "آرایه سؤال و جواب" تا آخر کاملاً رعایت شدهاست . معنی بیت : به دلبر گفتم ؛ به غم هجران تو دچارم ، گفت ؛ غمت به پایان میرسد . گفتم ؛ بیا و یار زیباروی من باش ، گفت : اگر مقدور و امکان پذیر باشد . (یعنی امکان پذیر نیست . )
- ( مهرورزان = اهل محبت ، عاشقان - وفا = عهد و پیمان را نگه داشتن ، بر سر پیمان بودن - خوبرویان = زیبارویان - کمترآید = کمتر بر میآید ، امکان پذیر نمیباشد ) در بعضی از نسخهها "ماهرویان" به جای "خوبرویان" آمده که با توجه به معنای دیگر "مهر" (خورشید) در مصرع قبل زیباتر و حافظانهتراست ، در این صورت بین "مهر" و "ماه" ایهام تناسب رعایت شدهاست . معنی بیت : گفتم از عاشقان و اهل محبت آیین وفاداری یاد بگیر (با ما وفاداری کن) . گفت ؛ از زیبارویان کمتر وفاداری برمیآید یا اصلاً برنمیآید . در ادبیات عاشقانه و تغزلی ما وفاداری از زیبارویان توقع داشتن عبث است ، سعدی و حافظ ابیات زیادی در این زمینه دارند . معشوق کارش ناز کردن است و تن به وصال نمیدهد تا اشتیاق عاشق بیشتر شود ، تا آنجا که جز معشوق چیزی نبیند و همه او شود، ناز درخور معشوق است و نیاز شایستهی عاشق : « چو یار ناز نماید شما نیاز کنید » از طرفی وصال نباید در نظر عاشق کوچک و آسان جلوه نماید
- ( خیال = نقش ، تصویر - نظر = دیدن ، تماشا - راه نظر = چشم - شبرو = عیّار ) خیال تصویری است که در ذهن نقش میبندد و حافظ میداند که خیال تصویر عینی نیست که از راه چشم وارد شود ، میخواهداین را از زبان معشوق بیان کند . معنی بیت : گفتم ؛ چشمم را میبندم تا عکس و تصویر تو را نبینم ، گفت ؛ نقش و تصویر من عیّار و چابک است و راه های دیگری را میشناسد و از آن راه ها وارد میشود . ( عشق و محبت معشوق از راه دل وارد میشود )
- ( زلف = در اصطلاح حجاب است و از تعیّنات - بوی زلف = استعاره از دلبستگی و کثرت است - هم = همچنان ) معنی بیت : گفتم که بوی خوش و دلفریب زلف تـو مرا به بیراهه کشاندهاست ، گفت ؛ اگر خوب توجه کنی بوی زلف من همچنان راهنمای تو در راه وصال است . ( اگر خوب توجه کنی همین کثرت است که ترا به وحدت رهنمون میشود . )
- ( خوشا = شبه جمله به معنی چه نیکوست - بادصبح = نسیم صبحگاهی ، باد صبا - خنک = شبه جمله است به معنی مبارک است) در حافظ خانلری به جای "بادصبح" ، "باغ عشق" و در بعضی نسخ "باغ خُلد" آمده که "باغ خُلد" زیباتر و حافظانه تر است . معنی بیت : گفتم ؛ چه هوای نیکویی از باد صبحگاهی (از باغ بهشت) بر میخیزد . گفت ؛ نسیمی که از کوی یار میآید نیکوتر و مبارکتر است .
- ( نوش = شهد ، شیرینی - لعل = استعاره از لب - آرزو = اشتیاق ) "نوش لعل" را هم میتوان شیرینی لب گرفت و هم لب شیرین . معنی بیت : گفتم ؛ که لب شیرین تو ما را در اشتیاق خودش کُشته است . گفت ؛ تو سر اطاعت بر فرمان و خواست او بگذار او خود روش دلنوازی و دلجویی از بندگان فرمانبرش (عاشقانش ) را میداند : « تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن / که خواجه خود روش بندهپروری داند »
- ( رحیم = صفت برای دل ، مهربان ) محبت و عشق با حواسّ پنجگانه محسوس نیست و همانگونه که در بیت سوم گفتیم تنها با دل درک میشود پس نباید بر زبان آید و دیگران هم با بیان زبان ، عشق و محبت را نمیفهمند از این رو ست که کسی که عاشق نشده ، عشق و عاشقی را درک نمیکند و آن را دیوانگی مینامد . معنی بیت : گفتم ؛ دل مهربانت ( شاید به طنز و طعنه صفت مهربان را آورده) کی سرسازش و آشتی با ما را دارد ، گفت ؛ با کس این راز (عاشقی) را مگو تا زمان آشتی فرا برسد .
- ( عشرت = عیش ، کامرانی ) عشرت و کامرانی مخصوص ایام جوانی است، در اینجا حافظ حسرت هدر رفتن جوانی را میخورد . معنی بیت : گفتم ؛ دیدی چگونه روزگار جوانی و کامرانی گذشت و وصال حاصل نشد ؟ گفت ؛ خاموش باش (گله نکن) که این حسرت و اندوه تو پایان میپذیرد . ( ایام وصال تو هم فرا خواهد رسید . ).(غزل (231))
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم خرداد ۱۳۸۹ ساعت توسط faran
|