1. ( غم تو دارم = به غم هجران تو گرفتارم    -    سر آمدن = پایان پذیرفتن    -    ماه = ماه‌رو ، استعاره از معشوق زیبا رو    -    برآید = 1- امکان پذیر باشد   2- با توجه به ماه یعنی طلوع کند ) در این غزل "آرایه سؤال و جواب" تا آخر کاملاً رعایت شده‌است . معنی بیت : به دلبر گفتم ؛ به غم هجران تو دچارم ، گفت ؛ غمت به پایان می‌رسد . گفتم ؛ بیا و یار زیباروی من باش ، گفت : اگر مقدور و امکان پذیر باشد . (یعنی امکان پذیر نیست . )
  2. ( مهرورزان = اهل محبت ، عاشقان    -    وفا = عهد و پیمان را نگه داشتن ، بر سر پیمان بودن    -     خوبرویان = زیبارویان    -    کمترآید = کمتر بر می‌آید ، امکان پذیر نمی‌باشد ) در بعضی از نسخه‌ها "ماهرویان" به جای "خوبرویان" آمده که با توجه به معنای دیگر "مهر" (خورشید) در مصرع قبل زیباتر و حافظانه‌تراست ، در این صورت بین "مهر" و "ماه" ایهام تناسب رعایت شده‌است . معنی بیت : گفتم از عاشقان و اهل محبت آیین وفاداری یاد بگیر (با ما وفاداری کن) . گفت ؛ از زیبارویان کمتر وفاداری برمی‌آید یا اصلاً برنمی‌آید . در ادبیات عاشقانه و تغزلی ما وفاداری از زیبارویان توقع داشتن عبث است ، سعدی و حافظ ابیات زیادی در این زمینه دارند . معشوق کارش ناز کردن است و تن به وصال نمی‌دهد تا اشتیاق عاشق بیشتر شود ، تا آنجا که جز معشوق چیزی نبیند و همه او شود، ناز درخور معشوق است و نیاز شایسته‌ی عاشق : « چو یار ناز نماید شما نیاز کنید »  از طرفی وصال نباید در نظر عاشق کوچک و آسان جلوه نماید 
  3. ( خیال = نقش ، تصویر    -    نظر = دیدن ، تماشا    -    راه نظر = چشم    -    شب‌رو = عیّار ) خیال تصویری است که در ذهن نقش می‌بندد و حافظ می‌داند که خیال تصویر عینی نیست که از راه چشم وارد شود ، می‌خواهداین را از زبان معشوق بیان کند . معنی بیت : گفتم ؛ چشمم را می‌بندم تا عکس و تصویر تو را نبینم ، گفت ؛ نقش و تصویر من عیّار و چابک است و راه های دیگری را می‌شناسد و از آن راه ها وارد می‌شود . ( عشق و محبت معشوق از راه دل وارد می‌شود ) 
  4. ( زلف = در اصطلاح حجاب است و از تعیّنات    -    بوی زلف = استعاره از دلبستگی و کثرت است    -    هم = همچنان ) معنی بیت : گفتم که بوی خوش و دلفریب زلف تـو مرا به بیراهه کشانده‌است ، گفت ؛ اگر خوب توجه کنی بوی زلف من همچنان راهنمای تو در راه وصال است . ( اگر خوب توجه کنی همین کثرت است که ترا به وحدت رهنمون می‌شود . )
  5. ( خوشا = شبه جمله به معنی چه نیکوست    -    بادصبح = نسیم صبحگاهی ، باد صبا    -    خنک = شبه جمله است به معنی مبارک است) در حافظ خانلری به جای "بادصبح" ، "باغ عشق" و در بعضی نسخ "باغ خُلد" آمده که "باغ خُلد" زیباتر و حافظانه تر است . معنی بیت : گفتم ؛ چه هوای نیکویی از باد صبحگاهی (از باغ بهشت) بر می‌خیزد . گفت ؛ نسیمی که از کوی یار می‌آید نیکوتر و مبارک‌تر است .
  6. ( نوش = شهد ، شیرینی    -    لعل = استعاره از لب    -    آرزو = اشتیاق )  "نوش لعل" را هم می‌توان شیرینی لب گرفت و هم لب شیرین . معنی بیت : گفتم ؛ که لب شیرین تو ما را در اشتیاق خودش کُشته است . گفت ؛ تو سر اطاعت بر فرمان و خواست او بگذار او خود روش دلنوازی و دلجویی از بندگان فرمانبرش (عاشقانش ) را می‌داند : « تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن  /  که خواجه خود روش بنده‌پروری داند »
  7. ( رحیم = صفت برای دل ، مهربان ) محبت و عشق با حواسّ پنجگانه محسوس نیست و همانگونه که در بیت سوم گفتیم تنها با دل درک می‌شود پس نباید بر زبان آید و دیگران هم با بیان زبان ، عشق و محبت را نمی‌فهمند از این رو ست که کسی که عاشق نشده ، عشق و عاشقی را درک نمی‌کند و آن را دیوانگی می‌نامد . معنی بیت : گفتم ؛ دل مهربانت ( شاید به طنز و طعنه صفت مهربان را آورده) کی سرسازش و آشتی با ما را دارد ، گفت ؛ با کس این راز (عاشقی) را مگو تا زمان آشتی فرا برسد .
  8. ( عشرت = عیش ، کامرانی ) عشرت و کامرانی مخصوص ایام جوانی است، در اینجا حافظ حسرت هدر رفتن جوانی را می‌خورد . معنی بیت : گفتم ؛ دیدی چگونه روزگار جوانی و کامرانی گذشت و وصال حاصل نشد ؟ گفت ؛ خاموش باش (گله نکن) که این حسرت و اندوه تو پایان می‌پذیرد . ( ایام وصال تو هم فرا خواهد رسید . ).(غزل (231))